سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

انگار همین دیروز بود . خلبانان رژیم بعث با هواپیماها و بمبهای اهدایی نظام سلطه مراکز حساس نظامی ، اقتصادی ، صنعتی و فرودگاههای کشور را بمباران کردند . صدام سرمست غرور و با اتکای به حمایت و پشتیبانی غرب و شرق ، رجز پیروزی و فتح می خواند و در مخیله خود تصرف دو یا سه هفته ای ایران و سقوط نظام جمهوری اسلامی را تصویر می کرد .
انگار آب از آب تکان نخورده بود ، هیچ عکس العمل بین المللی و یا منطقه ای از جانب کشورهایی که مدعی آزادی و آزادیخواهی هستند به این تجاوز آشکار نشان داده نشد . همه دست به دست هم داده بودند تا انقلاب تازه متولد شده این ملت بزرگ را در نطفه خفه کنند . شرق و غرب علی رغم اختلافات دیرینه در این مورد خاص تفاهم استراتژیک داشتند و چه تفاهم کثیفی !
به یکباره جنوب ایران صحنه تاخت و تاز اجانب قرار گرفت . همه جا دود بود و آتش ، خون ، ناله کودک خردسال را می شنوی که در میان خرابه های ناشی از بمباران سراغ مادرش را می گیرد . مردم هراسان به دنبال پناهگاه می گشتند تا از تیر و ترکش و توپ در امان باشند . آری انگار همین دیروز بود . 31 شهریور 59 را می گویم همان روزی که نظام سلطه تصمیم خود را برای نابودی نظام نورسته مردمی بزرگ و رهیده از یوغ رژیم دیکتاتوری عملی کرد.
صاحبان واقعی انقلاب ، همانها که نه برای نان و آزادی غربی بلکه بمنظور احیاء و تثبیت اسلام ناب محمدی(ص) قیام کرده و با رژیم طاغوت درگیر شده بودند ، با احساس خطر کمربندها را محکم کرده و به سوی مناطق جنگی هجوم آوردند .
بنی صدر خائن همچون تمامی خائنان و وطن فروشان در کار دفاع مردم از وطنشان کارشکنی می کرد . بچه های سپاه مردم را سازماندهی کرده و با سلاحهای از رده خارج شده مسلح می کردند . ارتش اجازه تحویل تجهیزات پیشرفته به نیروهای مردمی و سپاه را نداشت . در حالیکه تانکهای صدام مثل مور و ملخ به شهرهای جنوبی کشور حمله ور شده بودند ما حتی به تعداد کافی موشک آرپی جی برای انهدام آنها نداشتیم . ولی هدف رزم آران سپاه توحید چیز دیگری بود ، ایستادگی تا آخرین سلاح ، آخرین نفر و آخرین قطره خون و چه جانانه ایستادند آنانکه در برابر تجاوز دنیای استکبار سد فولادینی را ایجاد کردند و هیمنه ارتش تا دندان مسلح صدام را با مقاومتشان به سخره گرفتند .
بعد پیروزی انقلاب اسلامی گروههایی که در انقلاب سهم ناچیزی داشتند خود را برای تصاحب مناصب و منابع حکومتی آماده کرده بودند که با بروز جنگ مردم را تنها گذاشته و به گوشه ای خزیدند و بعضی ها هم همچون منافقین نقش ستون پنجم را ایفا کردند .
بالاخره جنگ تمام شد ولی نظام سلطه موفق نشد به اهداف از پیش تعیین شده خود که نابودی کامل انقلاب اسلامی بود دست یازد . راستی جنگ تمام شده ؟! یعنی دشمن از تهدید نظام و کشورما منصرف شده ؟! و یا اینکه تاکتیکی دیگر برگزیده و اینبار با سلاح و تجهیزات دیگر به میدان آمده است؟
آری برادر دشمنی نظام سلطه با ما تمامی ندارد چرا که انقلاب ما موجودیت او را در خطر افکنده و او نیک می داند که این انقلاب سرآغازیست بر نابودی تمدن رو به افول غرب و برای همین است که از پا ننشسته و با تمامی توان خود برعلیه ما هجوم آورده ، آری برادر دشمن همان دشمن است و جهاد همچنان باقیست و باید کمربندها را محکمتر کرده و خود را به سلاح روز مجهز کنیم .
دیروز دشمن با تانک و توپ و موشک به جنگ ما آمده بود و امروز با سلاح روزنامه ، ماهواره ، اینترنت و ... هویت ما را نشانه رفته است . دیروز با احساس خطر همه بسیج شدیم ، سلاح برگرفتیم و در برابر دشمن ایستادیم . امروز هم باید سلاح برگیریم و از هویت ، فرهنگ ، انقلاب و نظام خود دفاع کنیم .
دیروز ستون پنجم اطلاعات جبهه را به دشمن می فروخت ، امروز هم ستون پنجمی در میان ماست که هم شکل و قیافه ماست ولی دل در گرو غرب دارد ، موجودیت ما و انقلابمان را به بهایی اندک به غربیها می فروشد . باید هوشیار بود و بیدار .
آری برادر جهاد همچنان باقیست ، وقت نشستن نیست ، باید همت کرد . اینبار هم ، همچون دیروز با جانفشانی تو و من انقلاب و نظام از گزند دشمنان و بدخواهان مصون خواهد ماند و یادمان باشد که این تهاجم مثل تهاجم دیروز خانه و کاشانه را بر سرمان خراب نمی کند بلکه فکر و اندیشه ما را هدف گرفته . دشمن می خواهد ما هم مثل او فکر کنیم و بپوشیم و بخوریم و زندگی کنیم و اگر اینچنین شد دیگر نیازی به تهاجم نظامی نیست چرا که دشمن به هدف خود رسیده و هویت ، انقلاب و نظام ما را در تصرف خود گرفته ولی به امید خدا آن روز فرا نخواهد رسید . انشا الله
یاد و خاطره دلاوریها و ایثارگریهای رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس گرامی باد
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی


نوشته شده در  شنبه 86/6/31ساعت  10:47 عصر  توسط علی کریمی 
  نظرات دیگران()

در سالهای نظام دوقطبی که آمریکا و شوروی براساس تفکر کمونیستی و سرمایه داری جهان را بین خود تقسیم کرده بودند ، ایالات متحده با نمایش و رقابت تسلیحاتی در پی آن بود تا با استفاده از شیوه های عملیات روانی ، شوروی و ایدئولوژی حاکم بر جوامع سوسیالیستی را به عنوان دشمن اصلی و خطرناک مردم آمریکا معرفی کند . از اینرو بی علت نیست که مقطع تاریخ سیاسی جنگ سرد عمیق ترین مولفه ها و شاخصهای انسجام و وحدت ملی درونی آمریکا را رقم میزند .
اما با گذشت زمان شوروی به دشمن و رقیب خطرناکی تبدیل شد و آمریکا برآن شد تا با سلسله اقداماتی آن کشور را از درون دچار فروپاشی کند . فروپاشی شوروی پیامدهایی را برای آمریکا درپی داشت . اولین و مهمترین پیامد آن حرکتهای تجزیه طلبانه ایالتهای مختلف آمریکا بود . این حرکتها ، آمریکا را با خطر جدی مواجه کرد فلذا برای برون رفت از این بحران نظریه برخورد تمدنها توسط هانتینگتون ارائه شد .
براساس این نظریه تمدن اسلامی در برابر تمدن غربی قرار گرفته و در مبارزه بین تمدنی ، تمدن غرب به پیروزی رسیده و دوباره حیات خود را ادامه می دهد .
همه عوامل دنیای غرب از رسانه های گروهی گرفته تا دستگاه دیپلماسی و ماشین جنگی و سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا بسیج شدند تا دشمن جدید را آماده کرده و خطر آنرا به مردم آمریکا و به تبع آن همه غربیها بقبولانند . اما در مردم آمریکا انگیزه ای برای مقابله با اسلام وجود نداشت فلذا ساسیتمداران آمریکایی پروژه 11 سپتامبر را طرحریزی کردند .
القاعده که از قبل برای چنین روزی تربیت یافته بود مامور اجرای طرح شد و بلافاصله پس از تخریب برجهای دوقلو اسلام و مسلمانان بعنوان متهم بلکه مجرم اصلی به دنیا معرفی شدند . از مسلمانان چهره ای خشن و خشونت طلب ساخته شده و جبهه ای جدید در برابر اسلام شکل گرفت .
تهاجم نظامی به افغانستان و عراق به بهانه مقابله با تروریسیم و سلاحهای کشتار جمعی ، همچنین تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه و تغییر فضای فرهنگی و امنیتی منطقه در جهت منافع رژیم صیونیستی از طریق طرح خاورمیانه بزرگ از یکسو و تهاجم گسترده فرهنگی علیه جمهوری اسلامی (که مقام معظم رهبری از آن به ناتوی فرهنگی تعبیر کردند) از سوی دیگر ، همه در راستای استراتژی مقابله با اسلام و مسلمانان بود که پس از 11 سپتامبر به عنوان سیاست راهبردی دستگاه سیاست خارجی آمریکا پیگیری و اجرا شد.
اما چرا تمدن اسلامی بعنوان آلترناتیو شوروی انتخاب شد ؟ و چرا آمریکا به دنبال مهار و در صورت امکان نابودی انقلاب اسلامی است ؟ و چرا همانند شوروی طرح فروپاشی از درون را در ایران دنبال می کند ؟ مگر آمریکا به دنبال ایجاد دشمن فرضی در برابر خود و غربیها نبود ؟ پس چرا قصد دارد این دشمن تازه متولد شده را از بین ببرد ؟
بررسی روند رشد تمدن غرب نشان می دهد علی رغم اصرار غربیها تمدن غربی به نقطه ای رسیده که توان پاسخگویی به نیازهای جامعه را ندارد . انسان امروزی از فرهنگ غربی خسته شده و از رهیافتهای آن برای ساخت جهان مطلوب نا امید گشته است . تمدن غربی برای انسان غربی جز بی هویتی ، تهی شدن از اخلاقیات و به تبع آن انسانیت و توجه یکسویه به مادیگرایی ارمغانی نداشته است .
شاخصه های فطری او را سرکوب کرده و در عوض بخش حیوانی او را پرورش داده و بشر امروزی به دنبال نیمه گمشده وجود خویش است . او به خویشتن خویش بازگشته و به سوی معبود هستی متوجه شده است و به دنبال هویت گم شده خویش است و آنرا در دین و مخصوصاٌ اسلام یافته است . فلذاست که اندیشمندان و سیاستمداران غربی با یک تیر دو نشان را نشانه رفته اند ، از سویی با معرفی اسلام به عنوان دشمن خطرناک غرب ، جامعه غربی مخصوصاً آمریکا را از خطر فروپاشی نجات می دهند و از سوی دیگر نگرش و جهتگیری مردم به اسلام را به سوی مسیحیت تغییر جهت می دهند .
مسیحیت به دو دلیل توان پاسخگویی به خواست مردم را ندارد . اولاً به علت انحرافات تاریخی در آن و نیز تبلیغات زهراگینی که خود غربیها پس از رنسانس بر علیه آن اجرا کردند . تلاش سیاستمداران غربی در معرفی و دخالت دادن مراجع دینی در امورات اجتماعی هم کاری را از پیش نمی برد و آنها هرچه تلاش بکنند مردم بیشتر به سوی اسلام گرایش پیدا می کنند . فلذا غربیها و در راس آن آمریکا برآن شده تا تمدن اسلامی را در سرچشمه به انحراف بکشاند .
حمایت از گروههایی که به مخالفت با اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی برخواستند ، تخصیص بودجه کلان بمنظور پشتیبانی از جناحهای مخالف با اسلامیت نظام که قصد داشته و دارند تا انقلاب را از مسیر اصلی آن منحرف کنند بخشی از سیاست کلان و راهبردی نظام سلطه در داخل ایران است .
بدینجهت است که با روی کار آمدن دولت اسلامی(دولت نهم) موج مخالفتهای خارجی و داخلی علیه آن شروع شده و هر روز بر دامنه آن افزوده شده و وسیعتر و گسترده تر می شود . غرب با روی کار آمدن دولت عدالت محور تمام نقشه های خود را در طول سالیان دراز برای انحراف انقلاب اسلامی در خطر می بیند و قصد دارد با هر وسیله ممکن این دولت را از پا درآورد و متاسفانه بعضی از جناحهای سیاسی هم همسو با دشمنان اسلام بر این سیاست دامن می زنند . کسانی هم که در دولتهای قبل مجری سیاستهای غرب بوده اند تلاش می کنند تا با توسل به هر وسیله ای قدرت از دست رفته را دوباره بدست آورند و بازهم به اعمال ننگین خود در همراهی با دشمنان اسلام و کشور ادامه دهند .
امیدوارم مردم با هوشیاری سرمنشاء مخالفتها با دولت اسلامی دکتر احمدی نژاد را دریافته و به مقابله با آن بپردازند . انشاالله
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی


نوشته شده در  سه شنبه 86/6/27ساعت  4:46 عصر  توسط علی کریمی 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
موضع گیری های شاذ آقای مطهری(نامه به فرمانده سپاه)
پیامی آورده اند - شهدای غواص چه می گویند؟
کمپین من یمنی هستم
[عناوین آرشیوشده]